که تو
زير چتر من
تا انتهای کوچه بيايی
و دوستی
مثل گلی
شکوفه کند در ميانمان . . .

یادداشتهای گاه و بی گاه از سطرهای پنهان دلم
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی! مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری ! مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد! مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود! میشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ولی پدر ... پدرم ، تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم میتوانند مرد باشند. *سلامتی مادرم که در بستر بیماری ست و پدرم که چون فرشته ای تمام این روزها بر بالینش بود در حوض دلتنگی ام چه می شویی؟ کمی آهسته تر ماهی کوچک دلم را میان دستانت نمی بینی؟ و اینکه چقدر عاشق بارانم و چند وقت است زیر باران راه نرفته ام و تو چقدر شبیه بارانی چه مهمانان بی درد سری اند مردگان، نه به دستی ظرفی را چرک می کنند نه به حرفی دلی را آلوده..... تنها به شمعی قانع اند و اندکی سکوت... تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی به شوق روی تو من زنده ام خدا داند که تو زير چتر من تا انتهای کوچه بيايی و دوستی مثل گلی شکوفه کند در ميانمان . . . محوتر میشوی! خدا ما را همان جایی که باید باشیم آفریده است
مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....
که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…
... ... ... ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
بیایید قدردان باشیم ...
![]()
همین که نگاهت کنم
مست میشوم
خودم را میآویزم به شانهی تو.
میان ما
مگر چند رود گل آلود پر گریه می گذرد
که از این دامنه
تا آن دامنه که تویی
هیچ پلی از خواب پروانه نمی بینم...
"سید علی صالحی"
که عطر یاد "تو" پر کرده آشیانه من
بجای ماه تو پرتو فشان به خانه من
برای زیستن اینک تویی بهانه من 
نه
بهاران از توست
از تو می گیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو!


| Design By : Night Melody |